قصه دوست کلاغ – صوتی
کلاغ کوچولو روی شاخهی درخت نشسته بود. پر و بالش را باد کرده بود و داشت فکر میکرد. کلاغ کوچولو تازه پرواز کردن را یاد گرفته بود و مامان کلاغی به او اجازه داده بود تا همین نزدیکیها پرواز کند، دوست پیدا کند و با دوستانش بازی کند. اما کلاغ کوچولو که تا آن موقع…
